پرش به محتوا

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)


به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم

 

قسمت پایانی

اشتباه استراتژیک «جریان برانداز» و ناکامی پروژه «موج سبز»

نحوه فعالیت جریان برانداز و مقاصد پنهان آنها در لفافه «دفاع از دموکراسی و حقوق بشر»، «حقوق شهروندی‌»،«عدالت‌گرایی» پوشانده شد تا دلیل واقعی در افتادن آنان با حکومت کتمان شود. بی تردید به‌دست آوردن حمایت‌های مردمی‌با اتخاذ تاکتیک «دنیای وانموده» و قلب حقایق از جمله مواردی بود که برای پنهان نگاه داشتن نیات واقعی اتفاق افتاد.

در کشورهای مدل که تجربه انقلاب های رنگی داشتند امکان این که با تکیه بر سرمایه و تبلیغات از هر شخصی دلخواهی چهره ای ساخته و او را بر کرسی ریاست جمهوری نشاند ، وجود داشت ولی به دلیل تفاوت ساختاری نظام حکومتی ایران و وجود موانع بزرگی نظیر باورهای د ینی و ملی مردم ایران و همچنین مانع دیگری به نام «شورای نگهبان» به دلیل کارکرد منحصر بفرد آن در حراست از پست های کلیدی نظام جمهوری اسلامی،امکان عملی کردن پروژه کودتاهای رنگی امکان پذیر نیست .

تطابق اغتشاشات سال ۸۸ و تلاش جریان انتخاباتی برای انقلاب رنگی با نمونه‌های انجام شده می‌باشد اما ناکامی‌آن می‌تواند عبرت‌های گرانقدر را به تصویر بکشد که جریان مزبور با تسلیم شدن در برابر خواست و اراده ملت می‌تواند به دامان نظام بازگردد.

اولین این عبرت‌ها، هوشیاری مردم می‌باشد. مردمی‌که دلبستگی خود به نظام را نشان داده و ثابت کردند چهره‌ها را حتی از پشت نقاب نیز خوب می‌شناسند.گرچه نسل جوان ما نیز دوره‌های ابتدای انقلاب و جریاناتی همچون بنی صدر را تجربه نکرد اما اتفاقات اخیر یک نوع لمس شدگی تاریخی را برای آنان به نمایش گذاشته و تاریخ را برایشان به تصویر کشید. درحقیقت می‌توان گفت با توجه به این اوصاف نسبت به بیمه شدن نسل کنونی انقلاب درمقابل خط نفاق باید امیدوار بود.

و عبرت دیگر اینکه باید به نقش رهبری و ولایت فقیه در مدیریت چالش‌ها و نابسامانی‌های کشور اذعان داشت.براستی کسانی که روزگاری از نهادهای انتخابی-انتصابی سخن گفته و به دنبال تک پایه ساختن حاکمیت بودند،اقراردارند که اگر جایگاه رهبری نبود هم اینک اهتزاز پرچم‌‌های رنگی را باید در کشور به نظاره می‌نشستیم؟

نعمت ولایت بی‌شک عنایتی الهی ست که اگر جز این بود آن پیر فرزانه به نسل آینده تأکید نمی فرمودند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.

والسلام

 

 

 

 

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)


به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم

 

قسمت هشتم

پس از برگزاری انتخابات

(سناریوی اغتشاش و آشوب)

پیاده‌سازی بخش دیگری از فرآیند انقلاب رنگی با چاشنی خشونت و آشوب (برگرفته از حوادث ۳۰ خرداد سال ۶۰) در مراحل ذیل پیگیری و ادامه یافت:

۱-اعلام پیروزی در انتخابات قبل از اعلام نتایج رأی گیری

در اثنای برگزاری انتخابات و پیش از اعلام نتایج نهایی آن تجمعی با حضور شماری از هواداران موسوی در مقابل وزارت کشور شکل گرفت که پیش از هرگونه برخوردی شعار «می کشم ، می کشم آن که برادرم کشت» سرداده و به استقبال آشوب از پیش طراحی شده رفته بودند . در پایان اعلام نتایج انتخابات، اصلاح طلبان وقتی دیدند همه گمانه زنی ها از پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد در دول اول انتخابات خبر می دهد، با پشتیبانی رسانه های مکتوب و بنگاه های سیار و ثابت خبر پراکنی در تاکتیکی از پیش طراحی شده از سوی کمیته روانی این جریان کوشیدند تا با دروغ پردازی رسانه ای در جهت شکل دهی افکار عمومی جامعه و ایجاد توهم پیروزی نامزد مورد حمایت خود، میزان آرای موسوی را ۷۰ تا ۸۰ درصد آرای جامعه اعلام کنند.

در همین خصوص معاون وزیر کشور دولت اصلاحات در اقدامی غیرقانونی از طریق یکی از سایت های اصلی این جریان (یاری نیوز) ساعاتی پس از پایان رای گیری اعلام کرد:«موسوی در دوره نخست با فاصله زیاد از رقبا پیروز خواهد شد… »

۲-فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی

این سناریوی اغتشاش که بنا بر نشانه های پیشگفته در قالب طرح انقلاب مخملی طراحی شده بود، همچون تمامی انقلاب های مشابه با فراخوان عمومی به راهپیمایی اعتراض آمیز اما آرام همراه بود.همچنان که به مانند سایر نمونه های مشابه در کشورهای آسیای میانه رسانه های غربی به ویژه بی بی سی در تمام ایام پیش و پس از انتخابات به حمایتی همه جانبه و لحظه به لحظه از آن پرداختند .

۳- تدارک آشوب های خیابانی و استفاده از اراذل و اوباش برای هنجارشکنی

تهییج هوادارن در شب پس از انتخابات و اعلام تدری جی اخبار شمارش آرا باتکیه بر رسانه های شفاهی و غیررسمی، از دیگر دلایل جوی اغتشاش برنامه ریزی شده در فاز دوم سناریوی تشکیک است. پرده آخر این ماجرا آشوب های خیابانی بود . ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی به بهانه جشن پیروزی – که ماتم شکست شد – پیشاپیش برپایی تجمع در روز بعد از انتخابات (۲۳ خرداد) را از وزارت کشور درخواست کرده بود . بنابر اطلاعات موجود ، خبرنگاران خارجی جزء ارکان اصلی این تجمع بوده و جریان اصلاح طلب سعی داشت در این پوشش دست به آشوب و اغتشاش زده و در مقابل دوربین بیگانگان علیه نظام موضع بگیرد ، نسخه ای که دقیقا از انقلاب های رنگی به وام گرفته شده بود.

۴-همراهی رسانه های خارجی در پوشش رسانه ای آشوب های خیابانی

جالب اینکه رسانه های مذکور حتی زمان پخش برنامه های ویژه انتخاباتی خود را تا ۳ برابر افزایش دادند و تلاش کردند در قالب مصاحبه های متعدد با حلقه اول نزدیکان کاندیداهای معترض در انتقال پیام ها به آشوب گران خیابانی ایفا کنند.

جالب در این میان برخی شبکه های ماهواره از جمله «me tv» و«tv persi a» نیز که ماهیتا برای پخش برنامه های سرگرمی و رقص و آواز طراحی و تاسیس شده اند، همسو با آشوب گران ضمن نمایش تصاویر اغتشاشات ایران اقدام به پخش آهنگ های سیاسی خوانندگان لس آنجلسی علیه جمهوری اسلامی ایران کردند . همچنین بلافاصله پس از انتخابات، رادیو و تلویزیون های فارسی زبان و ضد انقلاب در حرکتی هماهنگ با برخی کاندیداهای شکست خورده بر طبل تشکیک در سلامت انتخابات، تقلب و آشوب های خیابانی کوبیدند و ضمن پوشش لحظه به لحظه آشوب ها و اغتشاشات برای توسعه این روند راهکارهایی نیز ارایه دادند

۵-سوء استفاده از احساسات مردمی و هوچی گری و پروپاگاندای مدرن

عدم حضور میرحسین موسوی در دو اجتماع برائت از آشوب گران در میدان ولی عصر تهران و نیز نماز جمعه پس از انتخابات به امامت رهبر انقلاب و همچنین تحریک هوادارن خودبه سیاه پوشی در نخستین پنج شنبه پس از انتخابات و در سوگ شهدای اغتشاشات اخیر ، تاسی خود و ستادش را به طراحان غائله ۱۸ تیر که با اعلان اسامی و سوگواری برای شهدای فرضی همراه بود نشان داد.

 

ادامه دارد……….

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)

به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم

 

قسمت هفتم:

طراحی و اجرای پروژه «فتنه سبز»

 

«تجدید‌نظر طلبان» هواخواه لیبرالیسم و سکولاریسم با پشتیبانی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، پروژه ای را با الگوبرداری از «حوادث دهه ۶۰ انقلاب اسلامی» و «انقلاب های رنگی» در انتخابات ریاست‌جمهوری طراحی و عملیاتی نمود که از مدتها پیش در دستور کار قرار گرفته بود.این پروژه در دو فاز طراحی و عملیاتی شد:

الف-قبل از برگزاری انتخابات

ب-بعداز برگزاری انتخابات

قبل از برگزاری انتخابات

این فاز در درون خود ۱۵مرحله را دربرداشته که هدف از اجرای آن زمینه‌سازی برای قطب‌بندی نمودن جامعه به «افراط» و «اعتدال» بود.مراحل سه گانه این فاز عبارت است از :

۱- نمادسازی

هدف ازنمادسازی برای بعد و حجم دادن به نیروهای هوادار و متمایز ساختن آنان به عنوان مجموعه متفاوت و مخالف می‌باشد. همچنین انگیزه بخشی به حامیان با انتخاب رنگ درجهت ترغیب آنان برای شرکت د ر یک رو ید اد و یک رفتار خاص می‌باشد.

این پروژه همچون انقلابهای رنگی نیازمند نمادسازی بود و این اتفاق در دهمین دو ره انت خابات ریاست جمهوری با انتخاب رنگ سبز و بهره‌گیری از محصولاتی همچون تی شرت، کلاه و شال سبز و نیز با سوء استفاده از اعتقادات مذهبی مردم با نام «موج سبز» کلید خورد و رنگ سبز به عنوان نمادی که بر باورهای دینی منطبق بود و به تاسی از پروژه های مخملی، به عنوان نشان انتخاباتی ستاد موسوی برگزیده شد. این نشان که مبتنی بر جامعه شناسی ایرانیان و با استفاده ابزاری از عواطف مذهبی آنان همراه بود ، برای نخستین بار در انتخابات ایران به وقوع می پیوست، به طوری که از واپسین روزهای اردیبهشت ماه سال جاری ، فراخوان عمومی از هواداران برای استفاده از رنگ سبز اهدافی فراتر از ایجاد شور و نشاط انتخاباتی در جمع هواداران را به ذهن متبادر می کرد. سفر سیدمحمدخاتمی به اصفهان و اجرای طرح زنجیره سبز انسانی ۸۸ کلیومتری در سراسر کشور در راستای اهداف همین پروژه قابل گمانه زنی بود .

۲-انتخاب گزینه ای در جایگاه«رهبر اپوزیسون»

برای عبور از سد شورای نگهبان توطئه به شکل دیگری طرح ریزی شد. باید سراغ کسانی می رفتند که در اعتماد شورای نگهبان به آنها شکی نباشد. روشن بود که با توجه به سلایق و علایق جریان اصلاحات، این فرد باید از میان کسانی باشد که بخش وابسته اصلاحات بتواند نقش پررنگی در تمامی اقوال و رفتار و مواضع وی ایفا کند. اگرچه مجموعه ای داخلی و جدا و شاید بی خبر از این مجموعه، «میرحسین موسوی» را به «سیدمحمد خاتمی» ترجیح داد، اما بخش وابسته اصلاحات نقشه دیگری برای میرحسین داشتند.عنوانی که رسانه های غربی برای آقای میرحسین موسوی برگزیده اند، «رهبر اپوزیسیون» (opposition leader) است؛ عنوانی که بی تردید در اذهان عمومی دنیا بازیگرانی را تداعی می کند که از چارچوب های حقوقی و اساسی نظام موجود، خود را بیرون کشیده و کل سیستم را نشانه رفته اند.پروژه «موج سبز» با هدف خارج کردن موسوی از زیر چتر جمهوری اسلامی او را بعنوان رهبر و لیدر خود برگزید.

۳-تشکیک در سلامت انتخابات و ایجاد خدشه در روند برگزاری انتخابات

یکی دیگر از روش‌های به‌کارگرفته شده توسط جریان مزبور القاء تقلب در انتخابات با یک پیش فرض بوده است. پیش فرض مطلق انگاری در این چارچوب شکل گرفت که پیروز انتخابات مهندس موسوی بوده و اگر هر انتخاب دیگر صورت گیرد به معنای تقلب در انتخابات می‌باشد. گرچه این القا زمینه‌ای برای آغاز اغتشاشات خیابانی بود ولیکن در ورای خود مشروعیت‌زدایی از دولت حاکم را نیز هدف گرفت. به این معنا که با اعلام پیروزی خود قبل از پایان رأی گیری دولت حاکم را غیرقانونی اعلاک کرده و شدت و اقتدار رأی به‌دست آمده توسط وی را خنثی سازند. این بخش دقیقاً منطبق بر پروژه های مخملی بود.این مرحله در قالب کمیته ای به نام«صیانت از آراء» به رهبری محتشمی پور پیگیری شد. از مدت ها قبل و شاید بیش از ۶ ماه قبل از انتخابات، جریان برانداز بحث هایی درباره تقلب و تشکیک در سلامت انتخابات را کلید زد و این روند در روزهای منتهی به انتخابات به اوج رسید تا اینکه پس از قطعی شدن شکست موسوی وارد فاز جدیدی شد.

موضوع تشکیک در سلامت انتخابات ریاست جمهوری ایران و احتمال تقلب در آن نخستین بار از سوی هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۶ و در آستانه انتخابات هشتم مطرح شد. در آن سال که عرصه انتخابات متاثر از رقابت دونامزد مطرح یعنی سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری بود، هاشمی رفسنجانی با هشدار نسبت به احتمال تقلب در انتخابات و عواقب احتمالی آن در خطبه های نماز جمعه تهران عملاً از این تریبون رسمی، فرصتی تبلیغاتی برای سید محمدخاتمی فراهم آورد؛ به گونه ای که مضمون «بنویسیدخاتمی، بخوانید ناطق» دستمایه شایعه پراکنی ها و نیز طنز پردازی های نشریاتی چون «گل آقا» قرار گرفت.

در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز نخستین سناریوی تشکیک از سوی مهدی کروبی و در قالب تعبیر «خواب چند لحظه ای» و پس از آن سناریوی «شکایت نزد خدا» در نامه هاشمی رفسنجانی رقم خورد. همین تشکیک دیگر بار و انتخابات اخیر به گونه ای دیگر از سوی دو چهره مذکور طرح گردید؛ به طوری که ماه ها پیش از برگزاری انتخابات، هاشمی رفسنجانی بر صیانت از آرای رای دهندگان تاکید ورزید و ستاد انتخاباتی مهدی کروبی شعار «این بار همه بیداریم» را در روزهای منتهی به ۲۲ خرداد برگزید.

در همین ایام بود که سخنان هشدار گونه هاشمی رفسنجانی درباره حجم مشارکت مردم در انتخابات مورد توجه روزنامه های منتقد دولت قرار گرفت. چنانکه همشهری در تاریخ ۵ اردیبهشت ۸۸ در تیتر دوم خود به نقل از وی آورد:«اگر انتخابات پرشور نباشد، به انقلاب آسیب رسانده ایم.»

این اظهارات در حالی از سوی هاشمی رفسنجانی بیان می شد که محور القائات اصلاح طلبان، پیروزی نامزد ایشان در صورت مشارکت گسترده و انتخاب نامزد اصولگرایان در صورت مشارکت محدود بود. در فردای روزی که اظهارات فوق از سوی هاشمی به رسانه ها راه یافت، کمیته مشترک کروبی – موسوی با شعار صیانت از آرای مردم و با شعار استفاده از تمام اهرم های لازم برای امانتداری از آرا اعلام موجودیت کرد. در همین باره، ارگان حزب اعتماد ملی که پیش از این تیترهایی چون «۵ میلیون صاحب رای گمشده» را برای صفحه نخست خود برگزیده بود، نوشت:

«در انتخاباتی که قرار است، ناظرین و مجریان قانون همه از یک طیف و هم نظر باشند و محصولی وزیر کشور خواهان آن است که احمدی نژاد رییس جمهور آینده باشد، تشکیل چنین کمیته ای ضروری است»

اعتماد ملی ، ۰۷-۰۲-۸۸

اصلاح طلبان در این ایام در روزنامه های خود، ضمن القای لزوم تشکیل چنین کمیته ای ، برخی اظهارات مسوولان شورای نگهبان را نقل و آنها را مستمسک جانبداری از دولت نهم عنوان کردند؛ به طوری که اظهار نگرانی از سلامت انتخابات از آغازین روزهای سال ۸۸ تا واپسین ایام منتهی به انتخابات، فصل مشترک کلام کاندیداهای اصلاح طلب و اپوزیسیون خارج از کشور برای خدشه پیشاپیش بر چهره انتخابات بود.

در ادامه خط تشکیک، زیر سوال بردن ساز و کارهای برگزاری انتخابات و القای بی اعتمادی نسبت به مجموعه نظارتی شورای نگهبان، مهدی کروبی ۴۳ روز پیش از موعد انتخابات اظهار داشت:

«آنهایی که قانون اساسی را قبول ندارند، به رای مردم احترام نمی گذارند، نگرانیم بین مرحله اول و دوم وزیر کشور را عوض کنند»

روزنامه اعتماد ملی، ۰۹-۰۲-۸۸

شدت این القائات به حدی بود که روزنامه جام جم در سرمقاله خود به در تاریخ ۱۰/۲/۸۸ به قلم مهدی فضایلی متعرض تردید افکنی ها نسبت به سلامت انتخابات به ویژه پس از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در آغاز سال جاری در مشهد شد. نویسنده این یادداشت، خواستار عذرخواهی اصلاح طلبان از مردم و انحلال کمیته صیانت از آرا به نشانی همراهی ایشان با مردم و رهبری شده بود.

همچنین مهدی کوچک زاده، نماینده مجلس شورای اسلامی دریادداشتی با عنوان «دوستان بی انصاف» که در روزنامه وطن امروز به چاپ رسیده ، نوشت:

«رهبر انقلاب در ۲ ماه اخیر، تاکید چند باره ای برمساله بی انصافی برخی در طرح تشکیک انتخابات داشتند. البته نگرانی ایشان از این مساله به حرکاتی باز می گردد که عدم سلامت در انتخابات را دامن می زنند. در این صورت به مردم القا می شود که رایشان اثر ندارد که مهم ترین اثر آن کاهش مشارکت عمومی است»

روزنامه وطن امروز

ناگفته پیداست بیانات رهبر معظم انقلاب در نیمه نخست اردیبهشت ماه و در جمع معلمان، کارگران و پرستاران که برای چندمین بار با انتقاد از تشکیک در سلامت انتخابات همراه بود، در رسانه های کشور بازتابی گسترده یافت. نکته محوری بیانات معظم له در سخنرانی مذکور آن بود که «کسانی که سلامت انتخابات را زیر سوال می برند، به شکست قطعی خود اعتراف دارند.» همین بیانات موجب شد که مباحث مربوط به «تشکیل کمیته صیانت از آرا» در روزنامه های جناح اصلاحات برای مدتی ولو اندک به محاق رود؛ اما دیری نپایید که پروژه تشکیک دیگر بار و این بار بادرج خبری در روزنامه اعتماد مورخ ۱۳-۰۲-۸۸ کلید خورد.

در این خبر که با تیتر «تغییرات انتخاباتی در مساجد» به چاپ رسید، آمده بود:«بسیاری از تغییرات صورت گرفته]در مساجد [ حتی بدون هماهنگی با معتمدان محل و امام جماعت مساجد صورت گرفته و مسوولان ستاد اجرایی در حالی از افراد غریبه انتخاب شده اند که سلامت انتخابات در محله ها قرار است با نظارت آنها تامین شود. بار دیگر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری«مساجد» به «پایگاه تبلیغاتی» احمدی نژاد تبدیل شده است.

خبر مذکور هر چند برای نخستین بار به فضای رسانه ای کشور راه می یافت، اما آبشخور آن را می بایست در سخنان هشدارگونه هاشمی رفسنجانی درست یک هفته قبل از درج خبر مذکور جست. هاشمی رفسنجانی درخطبه های نماز جمعه تهران اظهارداشته بود:

«ائمه جماعات مساجد تهران در دیدار با من از دخالت برخی نهادها در مساجد گلایه کرده و می گفتند این نهادها خود را در دخالت امور مساجد ذی حق می دانند ».

اعتماد ملی ، ۰۵-۰۲-۸۸

در چارچوب همین سناریوست که پایگاه های اطلاع رسانی اصلاح طلبان در فاصله ۲۰ روز مانده به انتخابات از قول رییس تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه تهران درباره امکان جمع آوری ۵ میلیون رای تقلبی در انتخابات پیش رو و به نفع احمدی نژاد هشدار می دهند؛ چنان که ارگان حزب اعتماد ملی نیز با انتخاب تیتر «۵ میلیون رای گمشده» در صفحه نخست خود، این گمانه را به فضای رسانه های مکتوب کشور می آورد.

درست در همین روز، مصطفی معین، وزیر اسبق علوم و نامزد دو حزب حامی میر حسین موسوی در انتخابات نهم در نشست پرسش و پاسخ دانشجویی در مشهد مدعی تقلب در انتخابات دوره گذشته ریاست جمهوری شده و می گوید:«من قربانی تقلب در انتخابات هستم، اما در مقابل آن سکوت نکردم. در شرایطی که کروبی خوابش برد و هاشمی هم به خدا پناه برد، تنها کسی که با جدیت اعلام کرد که انتخابات را مخدوش می دانم و نتیجه آن را قبول ندارم، من بودم» . معین همچنین در این نشست مدعی شد رقبای میر حسین در این دوره از تمام توان خود برای تغییر نتیجه انتخابات بهره می گیرند.

در همین اثنی بود که انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، تجمعی را به طرفداری از میرحسین موسوی درمقابل دانشکده فنی این دانشگاه برگزار کرد. در این تجمع غلام محمدی، طی سخنانی با تکرار ادعاهای دیگر فعالان جناح اصلاحات مدعی شد:

«برای هر شهرستان ده هزار رای تقلبی در نظر گرفته اند که باید دانشجویان این هشدار را پیگیری کنند».

دیگر پیگیر طرح تشکیک اعظم طالقانی است که در فاصله چند روز مانده به انتخابات در جمع حدود ۳۵۰ نفری طرفداران میرحسین موسوی در دفتر ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در رشت می گوید:«از ابتدای انقلاب تاکنون هیچ انتخاباتی در ایران بدون تقلب نبوده است ، ولی هر چقدر مردم در صحنه بوده اند ، این تقلب جواب نداده است ».

این تصریح وقتی به مثابه طرحی برنامه ریزی شده معنادارتر می شود که ادعای فخر السادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده نیز در سخنرانی انتخاباتی چندین ماه قبل بازخوانی شود ؛ ادعایی که طی آن اظهار داشته بود :

«تاکنون هیچ انتخاباتی در ایران سالم نبوده است »!

از دیگر همراهان طرح تشکیک ، برادر میرحسین موسوی است . میرمحمود موسوی در ادامه این جنگ روانی به پیش بینی تقلب گسترده در انتخابات اخیر پرداخت و طی سخنرانی انتخاباتی در مسجد صاحب الزمان (عج) شهرکرد اظهار داشت:«گروهی از وزارت کشور به من اطلاع دادند که ممکن است در انتخابات ۲۲ خرداد تقلب شود و ما از این اتفاق نگران هستیم . دولت تلاش می کند با تقلب مانع پیروزی موسوی شود».

در همین زمینه پایگاه اینترنتی فرانسوی زبان الاهرام پنج روز قبل از انتخابات و در تاریخ ۱۷-۰۳-۸۸ نوشت:

ناآرامی و انتخابات ریاست جمهوری همواره دو روی یک سکه در ایران هستند. الاهرام نوشت: در زمانی که مبارزات انتخاباتی در ایران به اوج خود رسیده است خشونت و ترس از تقلب در انتخابات،موضوعی است که باعث ایجاد نگرانی هایی درباره بی ثباتی در رای گیری شده است که اتفاقات روی داده در زاهدان و اهواز دلیلی بر این مدعاست .

روزنامه فایننشال تایمز نیز سه روز قبل از انتخابات درباره انتخابات ایران مدعی شد:

مقامات اروپایی و آمریکیای جرات ندارند نتایج آنچه را در حال شکل گیری است پیش بینی کنند، حتی برخی نیز اذعان می کنند که نمی توانند کاملا درک کنند سیستم ایران چگونه کار می کند.

احتمال تقلب در انتخابات وجود دارد(البته نه تقلب گسترده چون رژیم به انتخابات به عنوان روشی برای مشروعیت خود نگاه می کند) اما تنها، هماهنگی های جزیی در دور اول انتخابات روز جمعه می تواند، تفاوت عمده ای ایجاد کند .

۴- شکل‌دهی قطب‌بندی شدید اجتماعی

ایجاد دوانگاری‌ متضاد(Binary opposition) در میان توده مردم نیز یکی از روش‌های مورد تأکید‌ در انقلاب‌های رنگی است. این قطب‌بندی در حقیقت الف- برای ایجاد تخاصم میان مردم و شکل گیری فضای نزاع بوده و ب- درچارچوب شکل‌دهی اقلیت یا اکثریت ناخشنود و عصبی قابل تصور است.

۵- بروزدادن گرایش‌های لیبرالی و نئولیبرالی

یکی از جان مایه‌های شکل دهی انقلاب‌های رنگی مخابره پیام گرایش به رویکردهای لیبرالی و نئو لیبرالی می‌باشد. هدف اصلی از این علایم برای کسب حمایت‌های غربی می‌باشد. در این انتخابات تأکید‌ بر گفت‌وگوهای بی‌ قید و شرط با آمریکا و عدول از برخی ایدئولوژی‌های انقلاب همچون نحوه مواجهه با رژیم صهیونیستی در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

۶- سازماندهی تشکیلاتی

تعریف نقش برای اعضای ستاد و نیز اعطای ماموریت به نیروها، نیازمند سازماندهی قوی و منسجم می‌باشد.«تهییج‌انتخاباتی»،«رعب‌تبلیغاتی»،«کمیته صیانت ازآرا»، «کمپین سخنرانی»،«پوشش‌های نمادین»،«تظاهرات خودرویی» بخشی از سازماندهی‌های خود را برای پیروزی درانتخابات نمایان ساختند.

۷-هزینه‌های سنگین مالی

تامین هزینه پوسترها،بنرها،عقد قرارداد با شبکه‌های ماهواره‌ای و تهیه البسه تبلیغاتی بی تردید از هزینه‌‌کرد سنگینی پرده برمی‌دارد که سامان یافته بودن آنها از چشم هیچ ناظر سیاسی پنهان نیست. حضور اسپانسرهای مالی و فعالان اقتصادی درحوزه نفت،محصولات روغنی،فعالان عرصه ساخت و ساز و نیز انتشار برخی شایعات مبنی بر حمایت‌های مالی خارجی مواردی بودند که ساماندهی کاملا حرفه‌ای را ظهور و بروز دادند.

۸-حمایت‌های خارجی

در سال های گذشته اسناد فراوانی مبنی بر تلاش گسترده نظام سلطه به سرکردگی آمریکا برای پیشگیری از حضور اصولگرایان در حاکمیت نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است. از جمله آنها می توان به افشاگری های روزنامه فایننشال تایمز درباره بودجه ویژه دولت آمریکا برای انجام «فعالیت های مرموز» در خاک ایران اشاره کرد که به موسسه ای به نام «خانه آزادی» اعطا شده است؛ یا افشاگری های روزنامه ان.آر.سی هلند مبنی بر واریز بیش از ۵۷ میلیون دلار به حساب همین موسسه از سوی دولت واشنگتن و برای همان هدف. «خانه آزادی» همان موسسه ای است که به اذعان روزنامه های «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» مجری پروژه انقلاب های رنگی در کشورهایی چون گرجستان و اوکراین با هدف روی کار آوردن عوامل واشنگتن در این ممالک بوده است.خانه آزادی همان موسسه ای است که به اذعان روزنامه های «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» مجری پروژه انقلاب های رنگی در کشورهایی چون گرجستان و اوکراین با هدف روی کار آوردن عوامل واشنگتن در این ممالک بوده است.

آنچه که درتمامی‌انقلاب‌های رنگی به عنوان وجه مشترک مطرح است حمایت کشورهای خارجی و تکیه بر برخی از منابع آنها می‌باشد. «نوام چامسکی» و «ادوارد هرمن» در کتاب «پس از آشوب» در مورد «خانه آزادی» نوشتند:«هنگامی که در سال ۱۹۴۷، دولت آمریکا نام «وزارت جنگ» خود را به «وزارت دفاع» تغییر داد، اهل نظر دریافتند که واشنگتن از این پس در پوشش عنوان «دفاع»، به «جنگ تهاجمی» و کشورگشایی رو خواهد آورد. حال، انتخاب عنوان «خانه آزادی» برای یک نهاد مرموز از سوی دولتمردان این کشور، بلافاصله باید موجبات شک و تردید مردمی را که با مکانیسم هوچی گری و پروپاگاندای مدرن آشنا هستند، برانگیزد.»

۹-استفاده از الگوهای تبلیغاتی غربی و تقسیم نقش میان رقبای احمدی نژاد

موضوعی که درباره تبلیغات و شعارهای انتخاباتی نامزدهای مخالف احمدی نژاد قابل بررسی است ، کپی برداری از الگوی تبلیغات غرب از سوی آنهاست، استفاده از رنگ مانند آنچه در کودتاهای رنگی در جمهوری های شوروی سابق رخ داد، یکی از مسایلی است که حتی می توانست امنیت نظام را نیز به چالش بکشانند.

جالب اینکه برخی از شعارهایی که از طرف آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همچنین محسن رضایی تحت عنوان«تغییر »، «دولت امید» و «فدرال اقتصادی» مطرح شد به نوعی شعارهای روسای جمهوری فعلی و سابق آمریکاست.

شعار «دولت امید» شعار بیل کلینتون رییس جمهور سابق ایالات متحده در انتخابات ریاست جمهوری در دهه نود و شعار«تغییر» (که با حرف لاتین نوشته و تبلیغ می شد) و همچنین «بهبود اقتصادی» شعار باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده بود.

در کنار این موضوع بسیاری از رسانه های خارجی ، حضور زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی را الگویی از همراهی میشل اوباما با رییس جمهور آمریکا در انتخابات اعلام کردند.

 

10-القاء «دروغگویی»رییس دولت، سیاه‌نمایی ، تخریب و کانالیزه نمودن به سوی جریان ناجی

تخریب گسترده رییس دولت نهم با تولید اخبار غیر واقعی و پوشاندن خدمات صادقانه رییس جمهور در سراسر کشور بخصوص در مناطق محروم و همین طور متهم کردن دکتر احمدی نژاد به «دروغگویی» و «بی صداقتی» با توسل به هوچی گری ، پروپاگاندای مدرن ،اغراق در آمار و ارقام و وارونه جلوه دادن حقایق آماری از جمله روش های جریان برانداز در این مرحله بود.این مرحله در فضای مناظره های رییس جمهور با رقبای خود به اجرا در آمد و تمامی رقبای وی متفق القول بر «دروغگویی» احمدی نژاد تأکید و اصرار داشتند. همین طور پخش و توزیع گسترده لوح های فشرده «نود سیاسی» با هدف تخریب چهره رییس جمهور انجام گرفت.از طرفی مطبوعات منتقد دولت با ارائه آمارها و اظهارنظرهای شخصیت های مختلف انتقادات و اتهاماتی را متوجه رییس جمهور نمودند که در نوع خود بی نظیر بود. هدف از این مرحله سیاه نمایی جریان حاکم بر دولت و القاء این نکته که تنها را نجات ملی مبارزه با دروغگویی و رأی به صداقت (میرحسین موسوی) است.اتهام دروغگویی به رییس قوه مجریه که با آمار سازی های گوناگون در حوزه اقتصادی همراه بود ، تا آنجا پیش رفت که برخی پایگاه های خبری به نقل از سعید حجاریان ، از مشهورترین عناصر اطلاعاتی ستاد میرحسین موسوی نوشتند که وی از مهدی کروبی خواسته تا با تکرار مداوم اتهام دروغگویی علیه رییس جمهور در مناظره تلویزیونی شرایط را به گونه ای رقم زند تا اگر رییس جمهور گفت ماست سفید است ، کسی باور نکند!

در همین زمینه روزنامه های جناح اصلاحات به ویژه کلمه سبز، در ایام منتهی به انتخابات ، هر روز اتهام «دروغگویی» را حتی در تیترهای خود متوجه دولت کرده و حجم جدیدی به تخریب های صورت یافته علیه دولت می افزود. ناگفته پیراست که حجم تخریب های انتخاباتی علیه دولت نهم با محوریت دروغگو ، عوامفریب، خرافاتی و آمار ساز خواندن رییس جمهور و نیز طرح اتهام «دولت فامیلی» آنچنان است که مجالی جداگانه می طلب در هر حال سهم حلقه امنیتی و آشنا به رموز بحران سازی در ستاد میرحسین موسوی را که با محوریت علی ربیعی، سعید حجاریان و اکبر خوش پوش شکل یافته بود، در سازماندهی این موج تخریب و شایعه سازی نباید از نظر دور داشت

۱۱-القای دخالت نظامیان در انتخابات

همزمان با طرح موضوع تغییر مسوولان ستادهای ناحیه ای و هیات امنای برخی مساجد و مربوط ساختن آن با انتخابات، سخنان فرمانده بسیج مبنی بر این که «بسیجیان غیرنظامی می توانند سیاسی شوند» دستمایه برخی روزنامه های جناح اصلاحات از جمله ارگان حزب اعتماد ملی قرار می گیرد تا با القای دخالت نظامی در انتخابات، برگی دیگر بر دفتر تشکیک و تردید در سلامت انتخابات بیفزایند؛ نکته جالب در این میان آن بود که مصاحبه شوندگان این روزنامه با تایید نظر فرمانده سپاه تاکید داشتند که همه ملت ایران بسیجی است و حرکت سیاسی بسیج در قالب یک سازمان نظامی خلاف قانون است.

۱۲-پیشگویی «فتنه» و زمینه سازی برای ایجاد تنش و منازعه در تجمعات خیابانی:

آنچه مسلم به نظر می رسد، راهبرد تشکیک در سلامت انتخابات، نه پروژه ای ساده و خطی بلکه سناریویی چند ضلعی بود که با تاسی از مدل انقلاب های در ادامه به طراحی آشوب و اغتشاش در کشور می رسید. روشنترین گواه این مدعا، نشانه هایی دال بر ترغیب مردم به آشوب و جنگ خیابانی و پیش بینی رویداد مذکور در اظهارات اصلاح طلبان ازمدتها پیش از برگزاری انتخابات است؛ اظهاراتی که تایید و همنوایی بسیاری از رسانه های بیگانه را پیش و پس از ۲۲ خرداد در پی داشت.

از جمله مهمترین این اظهارات در قالب نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب طرح گردید. در این نامه که چندی پس از پخش مناظره تلویزیونی رییس جمهور کشورمان با میر حسین موسوی منتشر شد، آمده بود:«بر فرض که این جانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این برنمی تابند و آتش فشان هایی که از درون سینه های سوزان تغذیه می شوند، در جامعه شکل خواهند گرفت که نمونه های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاه ها مشاهده می کنیم… برای حل این مشکل و برای رفع فتنه های خطرناک که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می دانید، اقدام موثری بنمایید و مانع شعله ورترشدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید»

بلافاصله پس از نگارش این نامه بود که عده ای از اعضای حزب کارگزاران هر یک به بیانی بروز فتنه در کشور پس از برگزاری انتخابات را محتمل دانستند. حسین مرعشی، سخنگی حزب مذکور ، در همین زمینه اظهار داشت: «نامه هاشمی باعث تخلیه روانی در عرصه سیاسی ایران خواهدشد و پرده از فتنه ای که دامن کشور را گرفته ، برداشته می شود» این در حالی است که در ایام منتهی به انتخابات، جز هیجانات القایی ستاد میر حسین موسوی که در قالب صف آرایی خودروها و سبزپوشان و در اجرای شعار «هر شهروند، یک ستاد » رخ نشان می داد، نشانه ای از فتنه و آشوب در کشور مشاهده نمی شد، هم از این روست که عده ای از تحلیلگران هشدار هاشمی و نزدیکان وی به آشوب و فتنه و سپس حضور دختر او فائزه هاشمی در تجمعات پس از انتخابات را در یک مسیر و به معنای تاثیر مستقیم بر طراحی سناریوی اغتشاش تفسیر می کنند.

پیش بینی شورش انتخاباتی از زبان علی اکبر محتشمی پور، رییس کمیته صیانت از آرا در فاصله ۱۱ روزه تا برگزاری انتخابات، نشانه ای دیگر از طراحی سناریوی اغتشاش در اردوگاه اصلاح طلبان است. وی که تصدی وزارت کشور در دولت میر حسین موسوی و برگزاری انتخابات منتهی به انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری وقت را در کارنامه دارد، با تعافل آشکار نسبت به ساز و کار انتخابات در ایران وعده داده بود. «مردم در ۲۲ خرداد ، علیه دروغگویی و تقلب شورش انتخابات می کنند.»

مصطفی تاج زاده ، دیگر عنصری است که به دلیل ریاست ستاد انتخابات در وزارت کشور دولت خاتمی، از مهمترین مشاوران انتخاباتی سناریوی تشکیک- اغتشاش به شمار می آید. وی که اتفاقاً تخلفات انتخاباتی آشکاری را در دوران تصدی مسوولیت مزبور و به ویژه در انتخابات مجلس ششم از خود به یادگار گذاشت (تا آنجا که دبیر شورای نگهبان از تریبون نماز جمعه به صراحت از آن یاد کرد) در تاریخ ۱۱/۳/۸۸ «حضور گسترده مردم » را مانع «تقلب در انتخابات» خواند بازخوانی اظهارات وی با مروری بر وقایع اخیر کشور به خوبی نشان می دهد که مقصود نامبرده از تعابیر فوق، نه مشارکت حداکثری مردم، بلکه دعوت به حضور خیابانی و شورش هواداران جناح متبوع وی بوده است. تاج زاده در تاریخ ۱۱/۳/۸۸ و در نشست انتخاباتی دانشگاه تهران در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که پرسیده بود، چگونه می توان آرای مردم را تضمین کرد، اظهار داشته بود: «احتمال تقلب وجود دارد و آنچه می تواند مانع تقلب شود، حضور گسترده مردم است. در دوران اصلاحات (انتخابات مجلس شورای اسلامی) که بنده رییس ستاد انتخابات شدم، با وجود حضور من آقایان تقلب می کردند و می خواستند آرای مسعود رجایی را برای رجایی خراسان بخوانند. طبیعی است وقتی از طرف ما کسی در ستاد انتخابات نباشد، احتمال تقلب بسیار زیاد است . ما خیلی تلاش کردیم تا جلو تقلب گرفته شود و در نظر داریم شب ۲۳ خرداد را شب سبز اعلام کنیم و آن شب مردم به صورت آنلاین اخبار انتخابات را به همدیگر اعلام کنند و به محض این که پیروزی میرحسین قطعی شد، اخبار را لحظه به لحظه اعلام کنیم تا از تقلب جلوگیری شود.

۱۳- تلاش برای سلب اعتماد مردم از نظام و القاء نا کار آمدی حاکمیت

رسوب گمانه «تقلب» در اذهان مستلزم تلاش جریان اصلاحات در سلب اعتماد مردم به نهاد برگزار کننده انتخابات یعنی وزارت کشور از یک سو و نهاد ناظر یعنی شورای نگهبان بود . به همین منظور تخریب و ترور شخصیت وزیر کشور با اتهام ثروت اندونزی به وی ، بزرگنمایی همسویی سیاسی دبیر شورای نگهبان با رییس جمهور به استناد تقدیر وی از خدمات دولت (در خطبه های نماز جمعه) و سپس طرح اتهام همدستی دو نهاد ناظر و مجری در وارونه سازی نتایج انتخابات ، شایعه پراکنی پیرامون ورود نظامیان به عرضه انتخابات، القای تغییرات گسترده در هیات امنای مساجد صوورت گرفت .

۱۴- هجمه‌ به گفتمان انقلاب امام و رهبری

اما طرح سوال و زیر سوال بردن تعقل در دولت نهم از طریق روزنامه ها و سایت های وابسته به مخالفان، در حوزه های مختلف اقتصادی و سیاسی که از آغاز به کار این دولت شروع شده بود، در ماه های منتهی به انتخابات شدت گرفت.مخالفان رییس جمهور حتی در زیر سوال بردن دولت احمدی نژاد از آرمان های نظام جمهوری اسلامی مبنی بر کمک به مقاومت اسلامی در مقابل گسترش نفوذ صهیونیسم در منطقه به عنوان یک تهدید ملی هم مایه گذاشتند و به صراحت حتی در مناظره های تلویزیونی ایستادگی دولت نهم در مقابل صهیونیسم و سرمایه داری جهانی را نامعقول اعلام کردند.

۱۵-رسوب سناریوی تشکیک در شعارهای انتخاباتی

آنچه در کنار این اظهارات مهم به نظر می رسد، موفقیت نسبی اصلاح طلبان در رسوب طرح تشکیک به اذهان هواداران و حتی طراحی شعار برای آن در تجمعات انتخاباتی است.

نخستین جلوه های این رسوب را می توان در زمان حضور رییس دولت اصلاحات در مشهد یافت که با هدف آخرین تلاشهای تبلیغاتی برای میرحسین موسوی صورت گرفت . قلم نیوز ، ارگان رسمی ستاد انتخاباتی میرحسین موضوعی در انعکاس گزارش این سفر انتخاباتی نوشت:

«بیش از ۶۰۰ نفر از هواداران اصلاحات در فرودگاه از خاتمی استقبال کردند و یکصدا فریاد زدند: اگر تقلب بشه ، ایران قیامت می شه».

همچنین اندکی بعد ، واحد مرکزی خبر از همراهی اعضای نهضت آزادی در تاریخ ۲۰/۳/۸۸ با سبزپوشان حامی موسوی و راهپیمایی آنان با حمل تصاویری از مصدق ، طالقانی ، بازرگانی و شریعتی خبر داد. به گزارش این واحد، این راهپیمایان که از میدان امام حسین به سوی میدان آزادی حرکت می کردند، شعارهایی چون «اگه تقلب نشه ، موسوی اول می شه» و «وای به حالت جنتی ،اگه تقلب بشه سرداده بودند.همچنین پایگاه اطلاع رسانی تغییر ، ارگان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی نیز در فاصله سه روز مانده به موعد انتخابات ، از طرح شعارهای مشابه در جمع حامیان موسوی و کروبی در کوی دانشگاه تهران خبر داده بود . به نوشته این سایت ، حامیان موسوی و کروبی که حرکت خود را از کوی دانشگاه تهران آغاز کرده بودند ، ساعت یک و چهل دقیقه بامداد سه شنبه ، حدود ۲۰ دقیقه مقابل وزارت کشور در خیابان فاطمی به صورت نشسته تحصن کردند و ضد دولت شعار دادند . این افراد که حدود ۳۰۰ نفر بودند، شعار می دادند:

«اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه» – «مرگ بر احمدی» – «پول نفت گم شده ، همش تقلب شده»

۱۶- القای پیروزی حتمی موسوی به هواداران

اوج این جنگ روانی زمانی بود که زهرا رهنورد ، همسر میرحسین موسوی در تاریخ ۱۹/۳/۸۸ در اظهاراتی شگفت آور و خلاف «قاعده بازی و رقابت های انتخاباتی اظهار داشت :«اگر احمدی نژاد از صندوق های اخذ رای بیرون بیاید، مطمئن باشید که تقلب شده ، زیرا اقبال عموم مردم به سمت موسوی است»

زهرا رهنورد که در همایش بازنشستگان و کارشناسان صندوق های بیمه ای حامی میرحسین موسوی در موسسه اطلاعات سخن می گفت ، در جمع خبرنگاران خارجی افزود:

«شواهد نشان می دهد که خرابکاری های احمدی نژاد در حدی است که مردم خسته شده اند و اگر تقلب نشود، موسوی پیروز خواهد بود .»

همسویی این اظهارات با مصاحبه عفت مرعشی همسر هاشمی رفسنجانی در اولین ساعت انتخابات و در کنار صندوق رای عملا از امتداد طرح تشکیک تا سناریوی اغتشاش پرده برداشت . مکنونات قلبی خانواده خود را آشکار کرده و گفته بود: «اگر موسوی رییس جمهور نشود قطعا تقلب شده و مردم باید به خیابان ها بریزند» در این میان سخنان صادق صبا کارشناس بی بی سی در مسایل ایران هم شنیدنی است . وی دو روز قبل از انتخابات مدعی شد شهرهای ایران پس از اعلام نتایج شاهد آشوب خواهد بود. صادق صبا در گفتگو با تلویزیون فارسی بی بی سی می گوید: مبارزات انتخاباتی در هفته های اخیر بخصوص مناظره های تلویزیونی کار را به جایی رسانده که فردای بعد از اعلام نتایج انتخابات طرفداران اصلی دو جریان سیاسی به راحتی به خانه نخواهند رفت .

همچنین تبریک سید محمد خاتمی به میرحسین موسوی در روز رای گیری و ساعتها پیش از اعلام نتایج، نشانه ای دیگر از هدفمندی جنگ روانی اصلاح طلبان در تخریب انتخابات و آغاز زورآزمایی های خیابانی است . با نزدیک شدن به زمان انتخابات به تدریج اخباری منتشر شد که اصلاح طلبان برای نخستین بار در کنار مکانیسم های رسمی نظارت بر انتخابات ، از جمله حضور ناظران بر سر صندوق های رای که قانون انتخابات آن را به رسمیت می شناسد، در حال ایجاد ساختارهایی هستند که قرار است روز انتخابات به عنوان مجموعه نظارتی غیر رسمی عمل و اظهار نظر کند . کمیته های صیانت از آرا ابتدا سعی کردند نوعی هویت حقوقی برای خود به وجود بیاورند، اما پس از آن که نهادهای قانونی تاکید کردند هرگز آنها را به رسمیت نخواهند شناخت کمیته های مزبور به عنوان بخشی از ستاد کاندیداها اما مستقل از آنها شکل گرفت . در همین زمینه رسانه های نزدیک به کاندیداهای اصلاح طلب رسما اعلام کردند: کمیته صیانت از آرا در روز انتخابات موظف به ۳ کار خواهد بود:

۱-انتشار ساعت به ساعت تخلفات ادعایی

۲- تنظیم شکایت های حقوقی بر مبنای این اطلاعات

۳- اعزام نیرو به حوزه های انتخابیه ای که در آن روند رای مردم به نفع جریان مورد بحث نیست تا اگر توانستند آرای آن صندوق ها بشکنند و در غیر این صورت بنابر آموزشهای قبل مقدمات لازم برای باطل شدن آرای صندوق ها را فراهم آورند

در واقع اگر فرض کنیم ادعای تقلب ، تدارک پیشاپیش اصلاح طلبان برای توجیه هواداران خود به هنگام آشکار شدن شکست است، کمیته های غیر قانونی صیانت از آراء منابعی بودند که می بایست شبه مستنداتی برای این ادعا فراهم می آورند . در این راستا و در پایان تنها کافی است به اظهارات یکی از تجدید‌نظر طلبان افراطی هواخواه سکولاریسم در ایران توجه نمائیم.وی در جریان تبلیغات انتخاباتی با صراحت اذعان داشته است: «اصلاحات جز با دادن خون به پیروزی نمی‌رسد.»

ادامه دارد……….

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)

به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم

 

قسمت ششم

 

پروژه «فتنه سبز»نسخه برداری از «حوادث دهه شصت انقلاب» و «انقلاب های رنگی»

ظهور و بروز «منافقین جدید» با هدف خروج از حاکمیت

 

جریان «تجدنظر طلب مدرن» به دنبال شخصی بود که همانند سید ابوالحسن بنی صدر در برابر نهادهای قانونی جمهوری اسلامی مقاومت لجوجانه و مغرورانه داشته باشد و با اتکاء به میلیشیای سبز پوش نفاق اهداف خود را با ظاهری اسلامی و دینی به پیش ببرد.بی‌تردید اتخاذ این رویکرد نشان داد که جریان اصلاح طلب در نظر دارد فرد مورد نظر خود را به ویروس «وهم» مبتلا نموده ،وهمی که در ۳۰ خرداد۸۸ موجب شد مجاهدینی ها اسلحه بر روی مردم کشیده و انتقام ناکامی‌های خود را از ملت بگیرند و تحرکات و حوادث چند هفته اخیر بیانگر این واقعیت بود که درصدد الگوگیری از تحرکات ۳۰ خرداد سال ۶۰ می باشند.بدون تردید براساس همین «وهم» است که رهبر جریان (میرحسین)زمانی که تجمع حامیان خود در خیابان‌ها را به رویدادهای اول انقلاب تعبیر کرد، باید شک می‌کردیم که شاید مراد او از ابتدای انقلاب همان ۳۰ خرداد سال ۶۰بوده است.

از طرفی ایجاد انقلاب مخملین و رنگی در ایران از طریق نافرمانی مدنی بخشی از پازل راهبردی آمریکا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون می‌باشد که تاکنون به دفعات طراحی شده اما در هر نوبت با شکست مواجه شده است.

پیشینه انقلاب مخملی در ایران به سال ۱۳۷۸ و حادثه کوی دانشگاه باز می‌گردد. در روزهای آغازین سال ۱۳۷۸ تانیاهو، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، خواستار اجرای فوری پروژه انفجار از درون ساختار حکومتی ایران شد و تأکید کرد:«‌باید با ایران کاری کرد که همان اتفاقی که در شوروی سابق صورت گرفت، پیش آید و آن هم انفجار از درون است.».

در همین راستا یکی از تجدید نظر طلبان نیز طی مصاحبه‌ای با هفته نامه «راه نو» تصریح کرد: «انقلاب اسلامی متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها نیز یکسان است.»

در حادثه کوی دانشگاه با القاء خبر کذب مبنی بر کشته شدن پنج دانشجو در جریان درگیری با نیروی انتظامی و تشدید این فضا توسط نشریات زنجیره‌ای، هیجان‌گرایی و برانگیختگی در فضای سیاسی جامعه شکل گرفت.در این هنگام تجدید‌نظر طلبان سعی داشتند با گسیل داشتن دانشجویان به سوی بیت رهبری، به زعم خود، پروژه انقلاب مخمی و نافرمانی مدنی را کلید بزنند که با حضور میلیونی مردم در صحنه دفاع از انقلاب و رهبری این توطئه خنثی و عقیم ماند.

القاء انسداد سیاسی در کشور ( ۱۳۷۹) و تئوریزه کردن مقاومت مدنی (نافرمانی مدنی) از سوی مسافرین کنفرانس ننگین برلین، مرحله دیگری از ساماندهی انقلاب مخملین در ایران بود.

در همین رابطه اکبر گنجی در گفت و گویی با نشریه «کریستین سانیس مانیتور» تصریح کرد: «امیدوارم که انقلاب بدون خونریزی چکسلواکی مدل ایران قرار گیرد، ما قدم به مرحله‌ای از دموکراسی می‌گذاریم که هزینه‌ای دارد و برای رسیدن به هر چیز باید بهای آن را دارد.» این مرحله منجر به ایجاد اغتشاش و آشوب در جریان نشست دفتر تحکیم وحدت در شهر خرم‌آباد گردید.

در سال ۱۳۸۰ شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب، جوانان را به نافرمانی مدنی فراخواندند. بی‌اعتنائی مردم به ویژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب آنان را دچار سرخوردگی گردد. در این مرحله نیز دشمنان جمهوری اسلامی ایران، انقلاب مخملین را به نظاره نشسته بودند که همانند مراحل قبلی با ناکامی مواجه گردیدند.

پروژه قرقیزستانیزه کردن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۳ برنامه دیگری از مجموعه اقدامات تجدید نظر طلبان برای ایجاد گسست در ساختار سیاسی و بر هم زدن انسجام اجتماعی بود.این پروژه با استعفاء برخی از نمایندگان ردصلاحیت شده مجلس ششم و عده دیگری از مدیران دولتی آغاز شد و در ادامه تحصن نمایندگان مجلس ششم را در پی داشت.

ساماندهی انقلاب مخملی در ایران توسط بنیاد سوروس با واسطه افرادی همچون «هاله اسفندیاری»، «کیان تاجبخش» و «رامین جهانبگلو» نیز از دیگر برنامه‌های براندازی نرم در ایران بوده است.براساس اعترافات هاله اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه‌های خاورمیانه‌ای مرکز آمریکایی«ولسون»، به دنبال ایجاد یک شبکه غیررسمی در ایران جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است.

ادامه دارد……….

 

نیمه شعبان میلاد قائم آل محمد حضرت مهدی (عج) مبارک باد

خداوندا! ظهور آخرین ذخیره الهی را نزدیک تر بگردان‎

سرود امام زمان(عج)-۱

سرود-امام زمان(عج) ۲

آیت الله وحید خراسانی فرمودند:اعمال زیر را در شب نیمه شعبان انجام دهید و دیگران را هم آگاه کنید که در صورت عدم اهتمام در آگاه کردن دیگران روز قیامت برای شما یوم الحسره خواهد بود:

-قرائت زیارت آل یس

-قرائت سوره یس

-دعای فرج رأس ساعت یازده شب

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)

به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم

 

قسمت پنجم

انقلاب های رنگین

(بر اندازی نرم در کشورهای مدل)

انقلاب های مخملی یا «انقلاب های رنگی» و «گلی» از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت همراه با مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی والسلاوهادل رئیس جمهور پیشین چک، که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود وارد ادبیات سیاسی گردید.

مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در این کشور، موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند.

این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله ۱۹۹۷ – ۲۰۰۰ ،گرجستان ۲۰۰۳ ،اوکراین ۲۰۰۴ و قرقیزستان ۲۰۰۵ ادامه یافت. ضمن آنکه تاکنون تلاش برای انقلاب رنگی در ایران، لبنان و ونزوئلا با شکست مواجه شده است.

انقلاب‌های رنگین و مخملین جنگ سرد جدید و غیر ایدئولوژیکی بود که در راستای راهبرد جهانی امریکا برای پر کردن خلاء قدرت شورای سابق در اروپای مرکزی و شرقی آسیا مرکزی و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی امریکا عملیاتی گردید.به طور کلی اهداف آمریکا از ساماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی ژئواستراستژیکی

- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

- حذف و یا مهار نظامهای چالش گرو موانع نظام هژمونیک امریکا

- ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

- همسو نمودن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

- فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

- مهار بیداری اسلامی

 

نمونه ای از انقلاب های رنگی

الف- انقلاب گل رز گرجستان

با فروپاشی سابق و نفوذ آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیا مرکزی و قفقاز) سپر مذکور در دستور کار آمریکا قرار گرفت. بر این اساس ایالات متحده امریکا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و موسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به حیات خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند.

به طور کلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل می‌گردد:

۱- تزریق کمک‌های مالی امریکا و غرب به مخالفان حکومت گرجستان

۲- حمایت تبلیغاتی وسیع امریکا و غرب از ائتلاف تروئیکای گرجستان و جابجایی افکار عمومی

۳ – متهم نمودن نظام حاکم در گرجستان به فساد مالی، سیاسی و نا کار آمدی

۴- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی

۵ – متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات

۶ – از پیش برنده اعلام نمودن جریان‌های متمایل به امریکا و غرب

۷- درخواست باز شمای آراء و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان از طرف دولت

۸ – فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی

۹ – تصرف پارلمان و امکان دولتی و به تعطیلی کشانیدن ادارات.

 

ب- انقلاب نارنجی اوکراین

اوکراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین کشور اروپایی است و کاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در این کشور تلاش مضاعفی را انجام داد به طوری که پس از وقوع انقلاب نارنجی در این کشور نیویورک تایمز فاش ساخت؛ بوش دست کم ۶۵ میلیارد دلار برای این انقلاب سازماندهی شده خرج کرد.

با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوکراین، تظاهرات کنندگان مانع ورود یانوکویچ به دفتر نخست وزیری شدند و کشور در شرایطی جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی (طرفداران یانوکویچ) و بخش غربی به هواداری یوشچنکو قرار گرفت با فوق العاده شدن وضعیت کشور،‌پارلمان اوکراین در رای خود تجدید نظر کرد و اعلام نمود که در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیس جمهور کوچما درخواست کرد تا کمیسیون انتخابات را منحل کند.

با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنکو، شرایط به سود غرب گرایان و افراد مورد حمایت امریکا تغییر کرد در نتیجه دادگاه عالی اوکراین سرانجام در ۷ دسامبر نتیجه انتخابات را باطلب و تاریخ ۲۶ دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود.

انتخابات مجدد در تاریخ ۲۶ دسامبر و با حضور ۱۲۰۰۰ ناظر بین المللی برگار گردید و یوشچنگو با کمک تبلیغاتی رسانه‌های امریکایی و اروپایی ۶۲/۵۲ درصد آرا را کسب نمود و رئیس درصد آراء را کسب نمود و رئیس جمهوری این کشور شد.

فرآیند عملیاتی شدن انقلاب نارنجی در اوکراین موارد زیر را شامل می‌گردد:

۱-تزریق کمک‌های مالی امریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین

۲ – انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوکراین به خشونت ،ترور مخالفان فساد مالی، اداری و سیاسی

۳ – القاء نا کار آمدی دولت

۴ – تصویر سازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره یانوکویچ توسط رسانه‌های امریکایی و غربی

۵- جابجایی افکاری عمومی از طریق پخش شایعه مسموم کردن یوشنچکو توسط دولت یانوکویچ

۶ – القاء تقلب در انتخابات توسط دولت مخالف با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی

۸ – انعکاس گسترده تحولات اوکراین توسط سی ان ان، بی بی سی و یورو نیوز و هدایت افکار عمومی در این کشور.

۹- بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی.

 

ج-انقلاب لاله‌ای قرقیزستان

قرقیزستان به دلیل هم مرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیک است.حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان را بیش از پیش در کانون توجهات امریکا قرار داد. از این رو کاخ سفید درصدد جابجایی قدرت در این کشور و تثبیت موقعیت خود در قرقزیستان برآمد.

پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف یعنی کولوف، وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی اف، نماینده بر کنار شده پارلمان، از اهالی جنوب با یکدیگر متحد گردیدند، با پیوستن خانم اتو نبایا نامزد رد صلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف شرایط برای انقلاب لاله ای در این کشور توسط جنبش مقاومت جوانان کاکل نیز فراهم گردید و معترضان سازماندهی شده تحت حمایت امریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود در آوردند.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور به سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود آوردند و خواستار کناره گیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی امریکا صورت پذیرفت.

در وقوع انقلاب لاله‌ای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطاء کمک‌های مالی کاخ سفید به مخالفان دولت این کشور عامل تعیین کننده‌ای بود.

 

 

ادامه دارد……….

آغاز ماه رسول خدا ، ماه شادی آل الله مبارک باد

الهی! رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم. الهی! تو ازما بگذر

سلام بر شعبان و اعیادش

سلام بر شعبان و اعیادش ،  سلام بر حسین و عباسش  ،  سلام بر سجاد و سجودش

سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش

سرود-امام حسین(ع)

سرود امام زمان(عج)-۱

سرود-امام زمان(عج) ۲

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)

به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم.

 

 

قسمت چهارم

 

میلیشیای سبز پوش

(نگاهی به حوادث دهه ۶۰ انقلاب اسلامی ایران)

سید ابوالحسن بنی صدر روزهای پایانی خرداد ۶۰ را در توهم سیر می کرد. او با این تصور که می تواند با تکیه بر میلیشیای سازمان مجاهدین خلق و هواداران آن، خود را در نقش یک رهبر اپوزیسیون با پایگاه اجتماعی فراگیر قرار داده و در برابر جمهوری اسلامی قدعلم کند، اشتباهات استراتژیکش را یکی پس از دیگری رقم زد.

اینچنین بود که سید ابوالحسن بنی صدر با توهم خودبزرگ بینی، پیوندش را از آحاد ملت و امام قطع کرد و به دامان میلیشیای سبزپوش سازمان نفاق سقوط کرد. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) توانسته بود تا پیش از آن به «محور» اصلی کلیه گر وههای متخاصم و معاند نظام از طیف چپ تا راست تبدیل شود.

سازمان بعد از برکناری بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام(ره) رسماً با صدور اطلاعیه‌ای از وی حمایت کرد و با تظاهرات پراکنده در بعضی نقاط کشور مقدمات شورش علیه نظام را آغاز کرد.

سی‌ام خرداد۶۰ روزی بود که طرح عدم کفایت رئیس جمهور در جلسه‌ی علنی مجلس به بحث و رأی‌گیری گذاشته می‌شد.عصر روز شنبه همان روز درگیری‌های وسیع و گسترده‌ای توسط دسته‌های مسلح سازماندهی شده‌ی میلیشیای س بزپوش و هواداران سازمان در سطح شهر تهران رخ داد و در بعضی شهرستان‌ها نیز اقداما ت مشابهی از سوی عوامل سازمان انجام شد.

با صدور اطلاعیه سیاسی نظامی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از آن تاریخ این سازمان رسماً وارد جنگ مسلحانه و قتل و کشتار مردم وفادار و علاقمند به نظام جمهوری اسلامی گردید.

مشکل سید ابوالحسن بنی صدر از توهم «برخورداری از پایگاه رای ۱۱ میلیونی» آغاز شد و در پی آن، «مقاومت در برابر نهادهای قانونی» نظام جمهوری اسلامی شامل مجلس، قوه قضائیه، شورای نگهبان و نهایتاً ولی فقیه در رفتار و کنش سیاسی او ظهور کرد.

بنی صدر نمی دانست ملت ایران تنها تا مرز «خط امام و انقلاب» او را همراهی می کنند و به محض عبور از این خط، تنها این میلیشیای سبزپوش نفاق است که بسان «خس و خاشاک» گرداگرد او آمده و زمینه سقوطش را فراهم می آورند.

 

ادامه دارد……….

 

سلام علی آل یاسین

طرح ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت مهدی موعود(عج)

(در آستانه نیمه شعبان ۱۴۳۲ هجری قمری)


شروع : ۱۳ رجب ۱۴۳۲ مصادف با میلاد حضرت علی ع

پایان : ۱۵ شعبان ۱۴۳۲ مصادف با میلاد یگانه منجی عالم

ثبت نام : http://www.velayat110.com

مدیران وبلاگ ها و وب سایت ها می توانند باقرار دادن لوگو این طرح در وب سایت خود اسباب اطلاع رسانی به منتظران و شیعیان دیگر باشند.باشد که مورد قبول خداوند علیم و بصیرقرار گیرد و در ظهور آن حضرت تعجیل بفرمایند.. ان شاءالله

 

«فتنه سبز»اصلاحات و توهم براندازی نرم

(جریان شناسی اصلاح طلبان)

به قلم:حمیدرضا شیخی

….. بررسی لایه‌های چندوجهی طرح«براندازی نرم» نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در مقاطعی نیز به صورت مکمل هم عمل کردند بیانگر تلاشی است که نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.شکل گی ری جریانی که در این برهه از انقلاب اسلامی بقای عمر سیاسی و قدرت اقتصادی خود را در اجرای پروژه خطرناک «براندازی نرم» می دید.در این مقال سعی دارم به بازکاوی این «جریان برانداز» ،اهداف، چگونگی اجرای این پروژه و نقش گردانندگان این طرح بپردازم.

 

قسمت سوم:

 

شکل گیری طیف پنجم «جریان اصلاحات»

و زمینه سازان طرح « براندازی نرم»

بی شک در طیف‌بندی اصلاح‌طلبان ، طیف‌های سکولاری که معتقد به نقش حداقلی دین در اداره جامعه‌اند را باید از طیف‌هایی که معتقد به نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌های امام راه‌حل و ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی‌اند از هم متمایز کرد.لذا زمینه سازان پروژه «موج سبز» در انتخابات ۲۲ خرداد۸۸ را می توان طیفی از اصلاح طلبانی دانست که درصدد تغییر و براندازی نظام دینی بر آمدند.

این به اصطلاح «جریان جدید اصلاحات» را می توان تلفیقی از چهار طیف جریان اصلاحات دانست که دسته پنجم این جریان را تشکیل می دهند که در مبانی ذیل اتفاق نظر دارند:

- تقسیر دموکراتیک از ولایت فقیه و مجلس خبرگان

-در حوزه اقتصادی: ترویج سیاست درهای باز،مدل های جهانی اقتصاد آزاد و حامی سرمایه سالاری

-در حوزه سیاست داخلی: ترویج الگوی لیبرال-دموکراسی و سوسیال-دموکراسی در حاکمیت

- روحیه تساهل و تسامح در مسائل فرهنگی و اجتماعی

-در سیاست خارجی: پذیرش رسمی نظام سلطه حاکم بر روابط بین المللی و تنش زدایی در خارج

این جریان جدید با این نگاه که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و در قالب طیف های چهارگانه قادر به دستیابی به اهداف مورد نظر نیست، اقدام به یارگیری از تمام طیف های اصلاح طلبان نمود و جریان تندرو و افراطی را سازماندهی نمود که هدف اصلی خود را رهبری و در نهایت براندازی نرم تعریف نمود و از طریق نافرمانی مدنی برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون می‌باشد زمینه سازی کرد.

این مدعیان پیروی از خط امام خمینی(ره) اکنون درصدد فروپاشی همان حکومتی هستند که او بنا نهاده است.این چهره جدید باعث تقسیم بندی نوینی در عرصه سیاسی نظام گردید و مشخصا مافیای قدرت و ثروت به جهت در خطر دیدن منافع اقتصادی و حزبی خود در پوشش همین جریان به دنبال ابقای خود در قدرت بود که از جمله می توان به آقای هاشمی و جریان قدرت و ثروت که به پشتوانه مجموعه های اقتصادی و امنیتی را در اختیار داشتند ،اشاره کرد.

گردانندگان این جریان جدید عبارتند از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ،حزب مشارکت ،حزب اعتماد ملی،مجمع نیروهای خط امام(ره) ،نهضت آزادی، ائتلاف ملی-مذهبی متشکل از گروه‌های حلقه ایران فردا، گروه پیام هاجر، جاما، نهضت مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، بقایای دفتر تحکیم وحدت شاخه علامه و برخی چهره‌های سکولار .

 

«من باز به همه این آقایانی که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن کریم ،‌ بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد،‌ مسئله طور دیگر خواهد شد.»

(صحیفه امام جلد ۱۴ صفحه ۴۱۵)

 

«اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابان‌ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند،‌ این همان معنای دیکتاتوری است… اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها ….»

(صحیفه امام جلد ۱۴ صفحه)

 

 

ادامه دارد………..